
قفسهنوشت ۱۷۷: تن تنهایی؛ اثر سحر سخایی
نویسنده آهنگساز و نوازندهٔ حرفهای تار است. برای چند فیلم آهنگ ساخته و در چند کنسرت از جمله کنسرتهای همایون شجریان همنوازی کرده است. داستان نیز در مورد چند دانشجوی موسیقی است و هر فصل کتاب نام گوشهای از گوشههای موسیقی ایرانی است.
و اما بعد. ادای میلان کوندرا را درآوردن نخست نیاز به شناخت فنون روایت دارد، سپس نیاز به تفکر عمیق فراتر از فهم عرفی ا...

قفسهنوشت ۱۷۶: دود؛ اثر حسین سناپور
«دود» رمان کوتاهی است از «حسین سناپور». زاویهٔ دید اول شخص (راوی شخصیت اول) و نحوهٔ روایت پر از جریان سیال خیال است. از نظر مضمون این رمان مرا تا حدی یاد «سرگذشت پرندهٔ کوکی» از «هاروکی مواراکامی» میاندازد (شاید به خاطر رفتارهای نیستانگارانهٔ شخصیت اول). اما ایرادی بسیار اساسی در رمان «دود» وجود دارد: روابط شخصیتها تبیین نشده است. رفتارهای ناامی...

قفسهنوشت ۱۷۵: تو به اصفهان بازخواهی گشت؛ اثر مصطفی انصافی
خلاصه کنم: پیرنگی کلیشهای، روایت بسیار ضعیف که پر از خطاهای فاحش روایت چه از نظر زاویهٔ دید و چه از نظر شخصیتپردازی (کدام شخصیت) است. نویسنده حتی نکرده سوگیری سیاسیاش را اندکی در لفافهٔ داستان پنهان کند. استاد دانشگاهی که دختری لهستانی به دفترش سر میزند. استاد عاشق مادر دختر بوده و لهستان و بازگشت به گذشته و … بگذریم؛ نیمه رها کردم.
پینوشت: ...

قفسهنوشت ۱۷۴: شاهراه، اثر سینا دادخواه
این دومین رمانی است که از سینا دادخواه میخوانم. «یوسفآباد خیابان سی و سوم» خیلی در زمان خودش صدا کرده بود ولی آن طور که از هفت سال پیش خاطرم مانده، من از «ایرانی نبودنش» زیاد خوشم نیامد. حس میکردم با آدمهایی مواجهم که رونوشت شخصیتهای همینگوی و سلینجر هستند تا آدمهایی که در خیابانهای تهران میدیدم و میشناختم. «شاهراه» اما این مشکل را ندارد. ...

قفسهنوشت ۱۷۳: آلوت؛ اثر امیر خداوردی
آلوت در فضایی ساختگی نوشته شده است که تا حد زیادی به سادگی میتواند تقارن به واقعیت زد. کهستان جایی شبیه به افغانستان است و ایران که ایران. نویسنده سابقهٔ تحصیلات حوزوی دارد و به همین خاطر تسلطش بر علوم دینی در جایجای داستان مشهود است. اما نقطهٔ ضعف این داستان در شخصیتپردازی است. گاهی احساس میشود گویی نویسنده خواسته غیظش را نسبت به سلفیگری خالی...